فتنه ی تاریخ
سلام ماهی ها
نگاه روشن تو رمز خلقت سحر است
صدات معجزه ي آخرين پيامبر است
كسي كه وصف تو كرده دروغ ميگويد
مگر صفات تو در حد دانش بشر است
تو آشيانه ي يك سينه سرخ مجروحي
كه بال زخمي او اعتبار بال پر است
صداي باد چه سوز نهفته اي دارد
چه سالهاست كه دراين مسير در...به...در است
مگر چقدر ، دل دختر تو جا دارد ؟
تمام بار مصيبت به دوش يك نفر است
نياز نيست كه زخم از پدر بپوشاني
كه از تباني ديوار و ميخ با خبر است
چرا صداي خدا را كسي نمي شنود؟
خدا چكار كند ، گوش روزگار كر است
بيا به فتنه ي تاريخ اعتراف كنيم
كه آبروي حقيقت هميشه در خطر است
□□□
نشسته ايم كناري و قصه مي بافيم
ولي هنوز زني بي گناه پشت در است...
یاحقیقت
التماس دعا
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۰ ساعت توسط سعید حیدری ساوجی
|