خاکستر نسوختن
شعری
از مجموعه (( اینجا نمی شود )) .
سه بیت از این شعر در مسیر ممیزی حذف شد:
روحم حسود بود تنم را فروختم
خاكستر نسوختنم را فروختم
ديگر سرِ چه شرط ببندم كه مرده ام
ديروز كفش هاي زنم را فروختم
ما آمديم روي زمين سيب كاشتيم
تنها دليل آمدنم را فروختم
هر چند هيچ وقت برادر نداشتم
از ترس گرگ پيراهنم را فروختم
آغوش گرم تو وطن اصلي من است
من بي تو پرچم وطنم را فروختم
تصميم داشتندكمي ساكتم كنند
حق داشتم اگر دهنم را فروختم ...
سعید حیدری ساوجی
یاحقیقت...
+ نوشته شده در جمعه ۱۳ تیر ۱۳۹۳ ساعت توسط سعید حیدری ساوجی
|