ملالی نیست...
این حبابهای کمرمق که گاه بر سطح آب میجهد و میترکد آخرين نفسهای جوانی ناکام ماست که از لابلای تصاعد نرخ دلار و طلا و مسکن و نیازهای بدوی و ضروری راه به تقلا باز میکند و بهچشم میآید.
به هر بوتهی خس و خاری که در دسترس بود و میشد چنگ انداختیم که فرو نرویم اما زور زعما بیش از ضعیفان بود و ذخیرهی نفسی که باقیست کفاف هیچ تقلایی نمیدهد.
خالی جیب و تنگی جا و جملهی آنچه همه میبینند و نمیخوانند بیخ حلقوم هر امیدی را گرفته و چارهای نیست جز هیچ.
القصه که ملالی نیست جز...نزدیکی شما.
+ نوشته شده در جمعه ۲۶ بهمن ۱۴۰۳ ساعت توسط سعید حیدری ساوجی
|