لمحه‌ای است در اشیاء، چیزی فروبرنده‌ یا فروخورنده، شبیه گودالی شاید، باتلاقی یا لجنزاری که پا اگر بدان بگذاری افتاده‌ای به ورطه‌ی دست و پا زدن و فرو رفتن تا کی از آن خلاص شوی.

آن است که دیدن، گاه کشان کشان می‌بردت تا نمایش دوباره‌‌ی آن لمحه‌ که جایی از زمان و مکان برای نخستین‌بار تجربه‌اش کرده بودی‌ که رنج یا شعفی را دوباره بر تن تجربه کنی.

پ.ن : دردسری‌ست چشم

#سعید_حیدری_ساوجی